اطلاعات اساسی
فاصله تا خورشید :
کمترین 207000000 کیلومتر
میانگین 228000000 کیلومتر
بیشترین 248000000 کیلومتر
خروج ازمرکز : 09 ر 1
زاویه میل مدار با دایره البروج 90 ر 1
دوره تناوب حرکت انتقالی به دور خورشید :
نجومی 687 روز
هلالی 780 روز
سرعت مداری : 24 کیلومتر برثانیه
فاصله از زمین :
کمترین 56000000 کیلومتر
بیشترین 379000000 کیلومتر
قطر زاویه ای :
کمترین 6 ر 3 ثانیه
بیشترین 5 ر 24 ثانیه
قطر:
کمترین (قطبی ) 760 ، 6 کیلومتر
بیشترین (استوایی ) 790 ، 6 کیلومتر
حجم : 15 ر 0 حجم زمین
جرم : 108 ر 0 جرم زمین
چگالی : 7 ر 0 چگالی زمین
شتاب گرانش سطحی : 38 ر 0 شتاب گرانش سطحی زمین
سرعت گریز : 1 ر 5 متر برثانیه
دوره ی تناوب حرکت وضعی به دور محور : 24 ساعت و 37 دقیقه و 6 ر 32 ثانیه
زاویه میل استوای سیاره با سطح مدار آن : 20 ر 25
دما : کمترین c 0 1000 -
بیشترین c 0 270
نسبت بازتاب : 15 ر 0
مقدمه
چون مریخ ازبسیاری جهات یگانه است ، از سیارات دیگر بیشتر مورد مطالعه قرار گرفته است . رصد خانه لاول ( در نزدیکی فلگستاف در ایالات آریزونا ) به قصد مشخص مطالعه ی سیارات به طور کلی و خاصه مریخ ساخته شد .
مریخ بحث انگیزترین سیاره هم بوده است : حقایقی را که گروهی از منجمان ارائه می کردند ، دیگران کاملا مردود می شمردند. مثلا برخی مدعی بودند که خطوط آبیاری مصنوعی را ، که تنها می تواند به وسیله موجوداتی ذی شعور ساخته شود، دیده اند . دیگران وجود چنین خطوطی را انکارمی کردند . ( ازاحتمال بسیاری کمی که برای وجود نوعی حیات درسطح این سیاره داده می شد ، نویسندگان رمان های شبه علمی و تولیدکنندگان فیلم ها و برنامه های تلویزیونی تخیلی بسیاری استفاده کرده اند. )
مریخ به خاطر رنگ سرخ و روشنی متغیر آن مشهور است – وقتی که به زمین نزدیک است پنجاه مرتبه پرنورتر از موقعی است که در حداکثر فاصله ی خود از زمین قرار دارد.
سیاره بهرام یا مریخ
بهرام یا مریخ
مریخ. نام ستارهٔ فلک پنجم از ستارههای خنس و آن را بهرام نیز گویند، منحوس و دال بر جنگ و خصومت و خونریزی و ظلم است. (منتهی الارب). کوکبی است از جملهٔ سبعهٔ سیاره و در آسمان پنجم است. (برهان). ستارهای است از خنس، گویند سبب تسمیهٔ آن سرعت سیرش است و برخی گویند بسبب رنگ زرد و سرخ آن است که شبیه مرداسنج (مردار سنگ) باشد. (از اقرب الموارد). چهارم کوکب سیار در عالم شمسی که بهرام نیز گویند و به اعتقاد بطلمیوس کوکب سیاری که در آسمان پنجم واقع شدهاست. (ناظم الاطباء). از کواکب سبعهٔ سیارهاست و مأخوذ از مرخ و آن درختی است که از چوب آن آتشزنه سازند و سبب تسمیهٔ آن تشبیه به آتش است از نظر سرخی، و گویند مریخ در لغت عبارت از تیر بدون پر است که در حرکت خود پیچ و تاب میخورد و ستارهٔ مذکور نیز بسبب به چپ و راست رفتن در حرکت بدین نام خوانده شده مریخ در فلک پنجم است و فاصلهٔ آن از زمین سه هزار هزار و نهصد هزار و دوازده هزار و هشتصد و شصت و شش میل است. (از صبح الاعشی ج ۲). از کلدانی مَرداخ، و شاید اصل مرداخ نیز فارسی باشد، یا فارسی و کلدانی از مرد (رجل) و آک بهمعنی اسب به فارسی یا به کلدانی. یکی از پیکرهایی که یونانیان باستان برای مریخ میپنداشتند اسب بود، و واژه مارس از همین مریخ آمدهاست یعنی مرداخ و مرداس نامی است که به پدر ضحاک میدادهاند و این نام در میان عرب بسیار است.نام فارسی این سیاره بهرام و نام عربی آن مریخ است. در کتابهای قدیمی فارسی آن را فلک شحنهٔ پنجم و سایس رواق پنجم نیز نامیدهاند.
بَهرام یا مریخ (به انگلیسی: Mars) چهارمین سیاره در سامانه خورشیدی است که در مداری طویلتر از زمین و با سرعتی کمتر از زمین حرکت میکند. هر یک باری که به بدور خورشید میچرخد معادل ۶۸۷ روز (روز زمین) طول میکشد و شب و روز کمی طولانیتر از کره زمین است.
بزرگی بهرام حدوداً نصف زمین است و قطر آن ۶۷۹۰ کیلومتر میباشد (مقایسه کنید با قطر زمین: ۱۲۷۵۶ کیلومتر).
گالیله اولین کسی بود که مریخ را با تلسکوپ و در سال ۱۶۰۹ رصد کرد، اما تلسکوپ کوچک او جزئیاتی از سطح آن را نشان نداد. در تقرب سال ۱۸۷۷ مریخ به زمین، یک ستارهشناس ایتالیایی به نام جیووانی شیوپارلی (Giovanni Schiaparelli) با استفاده از تلسکوپ ۲۲ سانتیمتری توانست سطح مریخ را رسم کند و اولین نقشههای تفصیلی را ارائه نماید. این نقشهها خطوطی را شامل میشدند که شیوپارلی آنها را Canali نامید، به معنی شیار در زبان ایتالیایی (مترادف Channel در انگلیسی). اما این کلمه به Canal در انگلیسی ترجمه شد که معنی آبراه ساخت انسان را میدهد و به دنبال آن این حس پدید آمد که شاید نژادی هوشمند در مریخ ساکن باشد. این نکته را باید اشاره کرد که هیچگونه آبراهی از زمین قابل شناسایی نبود، اما اینگونه تصور شد که آنها میتوانند جهت آبیاری مزارع کنارشان که از زمین دیده میشد مورد استفاده قرار گیرند.
تحت تأثیر رصدهای شیوپارلی، پرسیوال لووِل رصدخانهای را در آریزونا بنا نهاد. او رصدهای مفصلی از مریخ انجام داد که نشان میداد شبکه پیچیدهای از کانالهای آبرسانی در آنجا وجود دارد. اما با بزرگتر شدن تلسکوپها، شیارهای کمتری دیده شد. به نظر میرسد آنها خطای دید بودند. با این وجود، طلسم حیاتِ پیشرفته در مریخ تا دههٔ ۱۹۶۰ باطل نشد و آن زمانی بود که فضاپیمای مارینر ناسا به مریخ رسید. (یک تصویر فریبنده از تختهسنگی عظیم، موسوم به «چهره بر روی مریخ»، توسط فضاپیمای وایکینگ ۱ در ۱۹۶۱ بهدست آمد. بعضی تصور کردند که آن نمادی بزرگ از تمدنی در گذشته است. اما عکس دقیقی که توسط «نقشهبردار سراسری مریخ» (Mars Global Surveyor)در سال ۲۰۰۱ گرفته شد نشان داد که آن یک «mesa» است - تپه یا کوهی پهن که لبههایی با شیب تند دارد.) عکسهای دقیق فضاپیمای مارینر درههای بزرگ و آتشفشانهای پهناوری را نشان داد. یکی از اینها قله اولمپوس (Olympus Mons)، بزرگترین آتشفشان شناخته شده در منظومه شمسی است. قطر دهانه آن ۸۵ کیلومتر است و پهنای پایه مخروط آتشفشان به ۵۵۰ کیلومتر میرسد. دهانهٔ آتشفشان تقریباً ۲۷ کیلومتر بالاتر از سطح مریخ است، سه بار بلندتر از کوه اورست! دانشمندان دریافتند که در زمان فعالیت این آتشفشانهای عظیمالجثه، حدود سه ملیارد سال قبل، جو مریخ بسیار غلیظتر از حال بوده است. اثر گازهای گلخانهای در جو سبب میشده است که دمای سطح مریخ آنقدر بالا رود که آب امکان وجود روی آن را پیدا نماید. دیگر مشخصههای قابل رؤیت بر سطح مریخ بهخوبی نشان میداد که جریان آب در آنجا وجود داشته است. این موضوع گمانهزنیهایی را دامن زد که شاید گونههایی از حیات ساده در آن زمان در مریخ وجود داشته است.
همین احتمال کافی بود که در سال ۱۹۷۶ دو مریخنورد وایکینگ به آنجا فرستاده شود. هدف آنها، علاوه بر عکسبرداری از سطح و جمعآوری دادههای علمی، جستجوی هرگونه دلیل و مدرکی از حیات بود. آنها سه آزمایش انجام دادند و گرچه فعالیت شیمیایی غیرمنتظرهای را در خاک مریخ یافتند، اما به هیچگونه گواهی دال بر وجود موجودی زنده دست پیدا نکردند. با توجه به جو رقیق مریخ (بدون لایه اوزون)، اشعه فرابنفش بسیار بیشتر از زمین به سطح آن میرسد، بهطوری که از وجود حیات بر روی آن جلوگیری مینماید. اگر روزی حیات در مریخ وجود داشته است، انتظار یافتن شواهد آن را تنها در زیر سطح مریخ میتوان داشت
مدارهای مریخ و زمین
مدار مریخ درست بیرون مدار زمین است . در هر دوره ی هلالی ( در حدود 780 روز ) یک بار دو سیاره با خورشید بر یک خط و دریک سوی آن قرار می گیرند و در هردوره تناوب نیز یک بار بر یک خط عمود و دردو سوی مخالف خورشید ، واقع می شوند. وضعیت نخستین ، ، مقابله نامیده می شود و در آن مریخ و خورشید در دو سوی مقابل هم نسبت به زمین اند. وضعیت دوم مقارنه نام دارد ودر آن خورشید و مریخ چون از زمین نظرشوند و در یک سو واقع اند. در نتیجه ی خروج از مرکز مدار مریخ ، دو سیاره ی زمین و مریخ مسیرهای متساوی الفاصله ای را نمی پیمایند . فاصله ی میان آن دو در مقابله ازحداقل 56 میلیون کیلومتر تا حداکثر 101 میلیون کیلومتر تغییر می کند.
دورترین فاصله ای که مریخ از زمین اتخاذ می کند ، به هنگام مقارنه است و آن برابر با 397 میلیون کیلومتراست،یعنی هفت برابرفاصله ی آن به هنگام مقابله ی مطلوب .
"زمین" از سیاره مریخ این طوری دیده. می شود(عکس جالب ناسا)

ادامه مطلب ...

ستارهشناسان
نخستین تصاویر که پیشبینی میشود یک سیاهچاله باشد را منتشر کردهاند؛ با این
توضیح که متاسفانه هنوز از فناوری لازم برای تائید نظریه خود برخوردار نیستند.
به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، سیاهچالهها نامرئی هستند
چرا که حتی نور هم نمیتواند از کشش گرانشی آنها فرار کند.
اما باورها بر این است که مرزهای اطراف این اجسام که یک منطقه بدون بازگشت موسوم
به افق رویداد است باید از تابش ساطع شده از ماده در زمان فرو رفتن در سیاهچاله
قابل مشاهده باشد.
محققان دانشگاه کالیفرنیا این تصویر فرضی از یک سیاهچاله را در نشست سالانه انجمن
نجوم آمریکا ارائه کردهاند.
همانطور که این تصویر نشان میدهد، انتظار میرود که اولین تصاویر سیاهچاله که در
حقیقت نمایشگر مرزهای اطراف آنها است، برخلاف تصوارت معمول به شکل حباب نبوده،
بلکه از یک شکل هلالی برخوردار است.
این تصویر فقط یک تمرین در گمانهزنیهای نجومی نیست بلکه بر اساس مدلی است که
ستارهشناسان از آن برای آمادهسازی برای تفسیر تصاویر به دست آمده از تلسکوپ در
حال ساخت «افق رویداد» استفاده میکنند.
این تلسکوپ به ترکیب رصدها از شبکه جهانی تلسکوپهای رادیویی برای دریافت اطلاعات
در مورد اجسام موجود در فضا پرداخته که در حالت عادی قابل مشاهده نیستند.
به گفته دانشمندان، تلسکوپ افق رویداد اولین دستگاهی خواهد بود که به حل مقیاسهای
فضایی قابل مقایسه با اندازه افق رویداد یک سیاه چاله خواهد پرداخت.
این تلسکوپ در حال حاضر سنجشهای اولیه در مورد سیاهچاله مرکز کهکشان راهشیری
موسوم به کمان ای* را جمعآوری کرده است.
محققان این دادهها را با مدلهای مختلف تطبیق داده و دریافتند که آنها بیشتر با
تصاویر هلالی شکل تناسب دارند. این شکل به انعکاس صفحه دوناتی شکل مادهای میپردازد
که در اطراف سیاهچاله چرخیده و به طور اجتنابناپذیری درون آن کشیده میشود.
در زمان چرخش گاز در اطراف سیاهچاله، سمتی که به سمت ناظران زمینی قرار دارد، در
نتیجه فرآیندی موسوم به پخش داپلر درخشانتر دیده می شود در حالی که سوی دیگر آن
تاریک است.
مرکز این هلال یک دایره تاریک بوده که نشانگر خود سیاهچاله است.
در نهایت محققان امیدوارند از اولین تصاویر این سیاهچاله برای سنجش سیاهچاله
مرکزی کهکشان راه شیری استفاده کنند.
آنها همچنین امیدوارند که بتوانند جنبههای خاصی از نظریه نسبیت عام را اثبات کنند
که تاکنون تائید آن با چالش روبرو بوده است.
ایسنا